ناظم الاسلام كرمانى

521

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

وظيفه اسلاميت بايد ادا بكند و اللّه مجبور شديم يك واقعه حيرت‌آميز را شرح بدهيم تا بدانيد چقدر ظلم اولياء دولت زياد شده شريعت زيرپا افتاده از آستارا يكنفر دوست ملت و دولت احوالاترا براى ما نوشته است تا در ميان ملت خارجه سربلند بشويم ميگويد در پيش دكانى نشسته بودم يك دفعه ديدم دو نفر از طايفه اناث آمده و ايستادند خيال كردم يقين اهل سئوال هستند خواستم يك چيزى بدهم ديدم يك آه سرد كشيده گفتند برادر تو را به خدا قسم ميدهيم ما را بلد شده از گمركخانه بگذرانيد گفتم شما كجائى هستيد و كجا ميرويد جواب دادند كه ما ايرانى هستيم و لكن عزم روسيه داريم پرسيدم پس چرا بىصاحب ميرويد گفتند برادر صاحب ما هشت سال است كه از ظلم اولياى دولت بروسيه گريخته از ما سراغ ندارد ما لاعلاج مانديم بسراغ شوهر خودمان ميرويم گفتم چه ميدهيد من شما را از گمركخانه بگذرانم جواب دادند ما چيزى نداريم تا در اين‌جا گدائى نموده آمده‌ايم اگر هرآينه شما چشم‌داشتى از ما داريد بايد عمل بد بما نمائيد و الا و اللّه ما چيز نداريم كه بشما بدهيم اى كاش زبانم لال بود اين مذاكرات را نكرده بودم بعد از آن دلم كباب شده هميشه جگرم ميسوزد خداوند عالم خودش بداد اهالى ايران برسد اگر باور نداريد سواد كاغذ حاضر است ميتوانم بواسطه روزنامهء ارشاد به چشم اوليائى برسانم اى سربازهاى ايران اى توپچيهاى ايران اى قزاقها و فراشهاى بىناموس ايرانيان اينها مگر ناموس شما نيست مگر خواهر شما نيست اينها مگر عيال برادر دينى شما نيست شما مگر محافظ ناموس ايرانيان نيستيد اينطور از ظلم اولياى دولت پراكنده شده بىصاحب روبراه روسيه نموده در سرحد سالداتهاى روسيه اين بيچاره‌ها را گرفته بيعصمت نموده رها ميكنند شما اگر غيرت داريد اين ناموس خود را محافظت كنيد تا آواره نشده بروسيه نيايد تا سالدات در سرحد و اراجيف در داخله بواسطه نان بىعصمت نكنند آقاى طباطبائى ناموس شما را كشيده ميخواهد شما را از چنك اين حاكمان مستقل نجات بخشد . تا ناموس شما پامال نشود اى بىغيرتان مگر شما را چه شده حكم امير بهادر بدتر از يزيد ملعون را اطاعت كرده تيشه بر ريشه خود زده رفته آقاى طباطبائى را محاصره مىكنيد و هركس از ظلم اولياى دولت بجان آمده ميخواهد قدم به راه حريت بگذارد ريخته مثل خارجى ميكشيد وظيفه شما بىعارى است شما خودتان بايد در راه حريت جان بدهيد نه اينكه هركس از فقرا اقدام كرد ريخته ميكشيد اگر در ايران حريت بود ، عدالت بود رعيت آواره نمىشد قونسل خارجه بصاحب‌منصبان شما بلكه بسلطان شما تحكم نمىكرد پادشاه ما مثل امير بخارا نمىبود و شما در كوچه‌هاى داخله جگرك‌فروشى هيزم‌كش و حمال و در خارجه جاروب‌كش نبوديد و زن‌هاى شما اينطور بىعصمت نمىشد و هيچكس يارائى اين نداشته بود مواجب شما را خورده و شما را آواره بكند اى اهالى ايران اين ظلمها بشما مىشود اين بىناموسيها بسر شما ميآيد بواسطه استبداد اين حاكمان خودمختار جابر ظالم است اى ملت ايران امام حسين شهيد براى نجات دادن شما امت بيعار با هفتاد و دو نفر جان مبارك خود را در راه رضاى خداوند خود نثار فرمود چرا بخواب غفلت مست اندر شديد چرا همت ننموده جان و مال خود را در راه سعادت ابدى ملك و ملت بذل نموده بر ريشه اين بدتر از مرتدان كربلاى معلى تيشه بزنيد تا حريت گرفته سلطنت مشروطه تأسيس نموده اين لكه بيعارى از روى ملت و دولت بشوئيد ماها كه از ظلم اولياء دولت فرار نموده بصولجات